تبليغاتX
بفرما نئشه !
شنبه نوزدهم مرداد 1387
زرنگي بچه ها يا ...


آقا اين بچه هاي اين دور و زمونه خيلي زرنگ شدن و ما بزرگ ترها رو تو جيبشون مي كنند.
ما بچه بوديم اين قدر كم رو و خنگ بوديم كه حد نداشت. تنها من نبودم تقريباَ همه هم سن هام همين جوري بودن.
يك بنده خدايي از همسايه ها درجه دار نيروي افتضاحيه و از مردان پخمه روزگار. اون روز بحث زرنگي بچه ها پيش اومد يارو جلوي پنج نفر ميگه بچه من به قدري زرنگه كه اگه بخوام كوچكترين كاري با مادرش بكنم اون سريعاَ ميفهمه!!!
تفاوت هوشي نسل جديد فكر كنم بيشتر برمي گرده به بيشتر شدن وسايل ارتباط و صد البته پخمگي بزرگتر ها.

بيخ نوشت 1: راستياتش چند وقته بد جوري احساس احمق بودن بهم دست داده.چند وقته يك ترانه منو خيلي گرفته.اسم آهنگ برگرد و به دنيا نگاه كن. خلاصه ما رو هم جو گرفت و برگشتيم و به دنيا نيگاه كرديم و گذشته رو يه نيم نگاه كردم.اي كاش نيگاه نمي كردم. هيچ چيز خاصي جز كارهاي ابلهانه و جو گيري ها بي مورد و حرف ها و اعمال خيلي احمفانه چيزي نديدم.اي كاش ما آدم ها ميتونستيم هيستوري مون رو شيفت دلت كنيم.حيف كه نميشه!!!
بيخ نوشت 2: كدوم آدم احمقي گفته خوشگل ها بايد برقصن !؟ شايد يكي غزبيت بود و خواست برقصه. بايد چه كار بكنه كه بتونه قر كمرش رو خالي كنه ؟
+ نوشته شده در 13:39 توسط پسر بد.