تبليغاتX
بفرما نئشه !
جمعه پانزدهم آبان 1388
؟
فعلا تا چهلم مادرم پست نمیزنم. به همه دوستان توصیه می کنم حد اقل روزی یک بار مادرشون رو بوس بکنن تا مثل من تا آخر عمر عذاب وجدان نگیرن.

+ نوشته شده در 19:57 توسط پسر بد.
شنبه بیست و پنجم مهر 1388
...شدن توسط صغري دماغ

بيلاخ

زن و شوهرجوون آروم و قرار نداشتند و منتظرخانوم دكتربودن كه بيادجواب نهايي تست نازايي رو بده كه بالاخره بفهمن اشكال از كي بوده. مرد به زن دلداري مي داد و زنه به شوهره.
خلاصه دكتر اومد و رو به آقا كرد و گفت طبق آزمايشات دقيق مشخص شد كه خانوم شما هيچ مشكلي نداره و  مورد از جانب شماست!
مرد پاهاش شل شد. عقب عقب رفت و به ديوارتكيه داد و يواش يواش طاقت نياورد و حين اينكه مي گفت اين امكان نداره روي زمين نشست. دنيا دور سرش مي چرخيد. نه اين امكان نداره ! اصلا نميشه! نه....
زنش طرفش رفت تا بهش دلداري بده. عزيزم اينجا نشد يه دكتر ديگه. اصلا مي ريم خارج. بلند شو عزيزم.
مرده تو دلش اينو مي گفت : زنيكه احمق داره منو دلداري مي ده. من اونجام از اين مي سوزه كه صغري دماغ (دوست دختر آقا) چند ماه پيش به بهانه حامله شدن از من چند ميليون گرفت تا بچه هه رو سقط كنه .من ميگم امكان نداره اون دختره احمق منو تيغ زده باشه اين فك ميكنه كه من از از اين موضوع ناراحتم.

بيخ نوشت۱:بعد از کلی چرخ زدن تو دنیای وب و اینت به اين نتيجه رسيدم كه ملت علاقه شديدي به مالوندن دارن و توي اين مملكت هيچ كاري بدون مال وندن به سرانجام نمي رسه، تصميم گرفتم برم تو نخ ميني مال نويسي. فك كنم خيلي هنر بخواد توي يك جمله كوتاه يا داستان كوچك كلي معني رو بتوني برسوني. البته اين وبلاگ يك جورايي بوده و خبر نداشتم. به چند تا از دوستان صميمي هم دعوت دادم كه خيلي دوست دارم همكاري بكنند.اسم وبلاگ پر خاصيت مثل چيز است.ازاين به بعد هر دو تا رو آپ مي كنم.شايد بعضي پست ها مشترك بشه.

بيخ نوشت ۲: بونو می گوید "هرچه کمتر آگاه باشید، بیشتر ایمان خواهید داشت"

+ نوشته شده در 15:58 توسط پسر بد.
چهارشنبه هشتم مهر 1388
تهديدهاي ممل بوردعي

 

بازديد هسته اي

نقل شده كه در زمان هاي قديم توي يك روستاي دور افتاده اي يك محصولي كشت مي كنن كه كلي مشتري پيدا مي كنه و خلاصه وضع اونا از اين رو به اون رو مي شه و پولدار مي شن. بزرگترها و كلفت ترها جمع مي شن كه با اين پولها چه كاربكنيم كه حق مسلم مردم باشه؟ جونم واستون بگه مي رن اداره برق نزديك ترين شهر. كلي بهش رشوه مي دن تا بيان براشون برق بكشن.
خلاصه برق دار مي شن. شب اول لامپ ها روشن مي شه و كلي كيف مي كنن. ازسر ذوق، شب موقع خواب لامپ رو خاموش نمي كنن. آخر شب مي شه و موقع ...مرداي بيچاره كه هميشه توي تاريكي كارهاي صلح آميز مي كردن اين دفعه چشماشون همه جا رو ميبينه و خلاصه دو تا سوراخ پيدا مي كنن. تا صبح كلي فعاليت هاي غير صلح آميز انجام مي دن. يك ماهي به اين منوال مي گذره. قبض مبض كي مي دونست چيه ديگه؟
ممل بوردعي نامي از اداره برق شهر به عنوان بازرس مي ياد. همه رو جمع مي كنن وسط روستا. طرف ماموره با عصبانيت مي گه اينه جواب محبت هاي ما. چرا همه تون عقب انداختين؟ اهالي روستا با تعجب همديگه رو نگاه مي كنن؟ميگن اين از كجا فهميد؟ حتما تقصير لامپ بوده و از طريق اون ما رو ديده.
ماموره مي گه حقشه مال شما رو از بيخ قطع كنيم تا نتونين ازش استفاه نابجا بكنين!
كدخدا مي ياد پا در ميوني به ماموره ميگه هر چي مي خواي بهت مي ديم اين كار رو نكن ، ما رو بدبخت مي كني !
خلاصه ماموره چند برابر حقش رو مي گيره و مي ره.
اين جريان شباهت زيادي با الان ايران در مورد پرونده اش داره. تا اونا ميگن قبض و بدهيت عقبه اينا مي ترسن و گند كاري هاشون رو لو مي دن. تا مي يان تهديد بكنن به قطع كردن برق، اينا از ترس ريختن آبرو و مردانگي شون چند برابر هزينه اش رو مي دن.
اين وسط هزينه رو مردم روستا مي پردازن كه ما باشيم. ما براي چي اين قدر بدبختيم؟

بيخ نوشت 1: دین ها همانند کرم شب تاب هستند. آنها به تاریکی نیاز دارند تا جلوه کنند. آرتور شوپنهاور
بيخ نوشت 2: تا حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين مي خوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت مي خواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم. آدولف هيتلر(زور به قبرش بباره)
بيخ نوشت 3: من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم. آگاتا كريستي

......No Future For U! No Future For Me! No Future No Future 

+ نوشته شده در 22:46 توسط پسر بد.
جمعه بیستم شهریور 1388
هدایای بهشتی

هديه يهشتي.

.....................سير هديه بهشته ................. هر كي نخوره زشته

تا مي پرسي بهشت كجا هست و چه جور جاييه؟جواب مي دن يك جاي خوش و آب و هوا با كلي حوري.خوب ديگه چي؟چه جور مي شه كه آدم توي اين دنيا از دو كار خوردن و ك..ن زود خسته مي شه حالا اونجا بري يك عمر نامحدود بري چه كيفي بكني كه سير نشي؟ اگه اينترنت پر سرعت باشه بدون فيلتر من حاضرم يك بچه مذهبي ذق بشم كه هدفم فقط رفتن به بهشت باشه.اگه.....

بيخ نوشت ۱:"زمانی که یکنفر از توهم رنج ببرد، با آن می گوییم دیوانگی. زمانیکه خیلی از مردم از توهم در عذاب باشند، به آن دین گفته می شود."   - روبرت م. پیرسیگ

بيخ نوشت۳:auuuuuuuuuuuuuuuuuuuahh! Toff همين جوري!!!

بيخ نوشت۲:يه آهنگ تركي براي دانلود اسم گروه Mor Ve Ötesi به معني فرا بنفش .اسم شعر بيدار شو. لينك بيوگرافي. .  

                                                    Mor Ve Ötesi - uyan

برادر(خواهر)عزيزمcaným kardesim

ببين كه زندگيمون دست تويbak senin ellerinde hayatýmýz

زيبايي پرنده ي در حال پرواز رو از دست داديم ، مريضيمucan kustaki guzelligi kaybettik,hastayiz

خيلي خسته شدم از گريه كردن ، ايستادنcok sIKILdIm aglamaktan ,durmaktan

ادامه دادن به اين بازي هاي غير اخلاقي گناهه bu ahlaksiz oyunlara devam etmek gunah,gunah

ديگه بيدار شو ، بيدار شوuyan artik uyan

بيدار شو دوست من بيدار شو uyan dostum uyan

ديگه از خواب سيا هت بيدار شوuyan artik uyan,karanlik uykundan

فقط رنگا مونده بود بعدش اونا هم از بين رفت sadece renkler vardi,sonra kayboldu onlarda

بدون اينكه ما نفسي بتونيم بكشيم biz nefes alamadan

آه، اين زندگي يك شوخيه بي معنيهah,bu hayat anlamsiz bir saka

همه اينو مي دوننherkes bunun farkinda

خيلي خسته شدم از گريه كردن ، ايستادنcok sIKILdIm aglamaktan ,durmaktan

ديگه بيدار شو ، بيدار شوuyan artik uyan

بيدار شو دوست من بيدار شو uyan dostum uyan

ديگه از خواب سيا هت بيدار شوuyan artik uyan,karanlik uykundan

تو باز هم تو آخر اون راه بوديsen yinede o yolun sonundaydýn

تو باز هم نمي تونستي هيچ كاري بكنيsen yinede hicbirsey yapamazdýn

تو بي حال ، تنبل ، تنها بوديsen uyusuk tembel yalnýzdýn

تو...sen... 

+ نوشته شده در 11:7 توسط پسر بد.
دوشنبه نهم شهریور 1388
عاقبت دزدی

raay dozd 

نمی دونم کی گفته که مال مردم خوردن نداره و خورده نمی شه . این جمله فک نکنم درست باشه، چون توی خیلی از فیلم های آموزشی که تو ماهواره و سی دی هاست هم مرد ها و زن ها و  خلاصه فرقی نداره مال یک دیگر رو می خورن و تازه کلی هم لذت می برن!
ولی این جمله که میگه هیچ وقت ماه پشت ابر نمی مونه رو قبول دارم. عاقبت دست متقلب ها و دزد ها رو می شه.چون یک جای کار می لنگه.مثل عکس بالا که گذاشتم اگه خیلی ها اونو ببینن که عاقبت دزد چی میشه دیگه از این غلطا نمی کنن.فرض کن طرف از یک دیوار رفته بالا یک چیزی می خواسته بدزده این جوری شده حالا از دیوار کل ملت بری بالا و رأی اونا رو بدزدی پس چه بلایی سر اونجات باید بیاد!!!!

بیخ نوشت ۱: به مرگ همه دوستان من همه حرف هام بی معنیه!اگه کسی برداشت بد کرد مقصر خودشه.از جانب من خیالتون راحت همه دوستان و فامیل دارند روی سر من  قسم می خورن.

بیخ نوشت ۲:."در هر کشوری و در هر عصری، روحانی دشمن آزادی بوده است. او همواره در حال وصلت و پیمان با حاکم (ارباب) مستبد است، تا در مقابل تایید سوء استفاده های حاکم، محافظی برای سوء استفاده های خویش داشته باشد."     توماس جفرسون

بیخ نوش ۳:

tek istegim özgürlük فقط يه چيز مي خوام و اونم آزاديه

herkes vefasiz, herkes igrenc, هر كس بي وفا ، هر كس حال به هم زن
herkes cikarci gelir bana هر كس خودپرست (خودپسند) به نظرم ميان

herkes yalanci, herkes kiskanc هر كس دروغگو ، هر كس حسود
insan yokmu su dunyada تو اين دنيا آدمي نيست؟
alkol hos ortam los الكل خوبه، اطراف كم نوره

dinle beni hepsi cok bos منو گوش كن همش خيلي پوچه
kimseye güvenme kimseye inanma به هيچكس اعتماد نكن ، هيچ كسو باور نكن

 

+ نوشته شده در 15:22 توسط پسر بد.
شنبه هفدهم مرداد 1388
بيكاري دكترها!

راه انتقال 

تا چند تا پيرمرد و پيرزن دور هم جمع مي شن بحثشون اين مي شه كه: اي بابا شما جوونا و آدماي اين دوره چه قدر سوسول شدين و زرتي مريض مي شين. قديم ها نه قند بود نه فشارنه آنفلونزاي.....البته اگه دروغ نگیم یک نوع فشار بود که همه بزرگتر ها بهش مبتلا می شدن.
يكي نيست بگه پس شما همه تون سالم بودين ، توي صد سالگي به مرگ طبيعي ميمردين؟
ولي خودمونيم ها، اين دكترها هم شورش رو در آوردن و هر روز يك مرض جديد كشف مي كنن و ملت رو مي ترسونن. بابا بذارين چيز خول بمونيم و راحت بخوريم و بك..يم!
داشتم فك مي كردم اگه آنفلوانزايي پيدا بشه كه راه انتقالش از راه ليسيدن باشه چه بلايي سر مردها مي ياد. يه چيزي تو مايه هاي دايناسورها و يا بدتر!!!!
نتيجه گيريم اينه كه كه هر چي كم تر بدونيم راحت تر و الكي خوش تريم.

بيخ نوشت ۱:اوووووف.عجب تيكه ايه.بابا عجب محلتون پيشرفت كرده اگه توي روز چند تا از اينا رد بشه ده بيست ميليوني رو ملكتون مي ياد و جاي پيشرفت هم داره!

بيخ نوشت ۲:دین بهترین چیز برای ساکت نگاه داشتن مردم عادی است .ناپلئون بناپارت.

بيخ نوشت ۳:راهمون درازه عزيزم.تو ليلا و من مجنونم.                                                                              Yolumuz uzun yavrum
                                                                        Sen leyla ben mecnun 

+ نوشته شده در 1:33 توسط پسر بد.
جمعه نوزدهم تیر 1388
انقلاب سبز و نرم!

پسرم من ميدونم شما جوونا آزادی می خواهيد برای کون مستی بازی هاتون!
بابا جون چرا بقیه شو نمی گی؟ آزادی بیان! اصلا همون آزادی خالی ،چرا ربطش ميدي به لخت بودن!
آهاي ملت من نميدونم هم اسم آزادي مي ياد خيلي از شماها ياد چند جاي لخت مي افتين!

بيخ نوشت ۱: فك كنم بهتره كه براي انقلاب اول بايد درون خودمون يك انقلاب كنيم و اين ذهن خراب و ۶۹ پرست رو رام كنيم.
بيخ نوشت۲:من از جند سال پيش ميگفتم اين دوره هم به احمدي گشاد راي بديم چون اين موجود با اين گند كاري هاش عمر حكومت رو كمتر مي كنه. خوشبختانه با اين همه اتفاقا خيلي جيز ها رو شد. بهترين حالت ممكنه. من هر چي اتفاقات رو كنار هم مي ذارم نتيجه گيريم اينه كه تاريخ مصرف اينا تموم شده و تا چند سال ديگه توي هواي آزاد نفس بكشيم.آزاد از هر لحاظ !!!!!!!

بيخ نوشت ۳:

Güzel birgün ölmek için

روزي زيبا براي مردن

.suç yok.suçlu yok

گناهي وجود ندارد , گناهكاري نيست.

+ نوشته شده در 0:57 توسط پسر بد.
شنبه شانزدهم خرداد 1388
كان ديد اصلح!

كان ديد اصلح 

آقا بيا به احمدي گشاد بده! عمو عمو بيا به رضايي بده! اون عربه و خوب از عهده كار بر مي ياد!
بياين ببينيد چه قدر ملت دوست دارن بدن! هر كدومشون يك نامزد براي خودشون پيدا كردن و ميخوان بهش بدن.
ما چند سال پيش جو گير شديم و به يك شيخ شيك پوش و دو سال بعدش به طرفداراش توي مجلس داديم. هنوز جاش زخميه و درد مي كنه.
نه آقا كلاَ امسال خيلي فرق مي كنه. اگه بيايم تحريم كنيم به نفع دارو دسته ميمون نژاد مي شه و دوباره مي ياد سر كار و چهار سال ديگه ملت رو پاره مي كنه.
اگه بريم بديم باز به نفع حكومت مي شه و و يك جورايي اونا رو تاييد مي كنيم.موقع خاتمي همه رفتيم به اون داديم.موقع احمدي نژاد خيلي ها بهش دادن كه رفسنجاني نياد .امسال هم اين طور.هر چهار سال يك كلكي ميزنن.بابا خسته شديم اين قدر داديم.جر خورديم بسه بسه.....!
بيخ نوشت 1: بهترين شرايط يك كان ديد اصلح اينه كه بايد واقعا طرف درد كشيده باشه و به گل هاي قالي پنجه كشيده باشه.

بيخ نوشت 2:راستش من و خيلي هاي ديگه شديدا طرفدار تحريم بوديم قبل مناظره ولي بعدش يك جورايي به خارش افتاده ايم شايد رفتیم داديم! فقط کل ترسم اینه که کل اینا همه اش فیلم باشه . مفته بديم و ما بمونيم چند سال با يك جاي زخمي!

بیخ نوشت ۳: حكومت ها توي كل دنيا مردم  خودشون يك جوري سرگرم ميكنن و ازشون سو استفاده مي كنن.يك جايي زورو به دادشون ميرسه، يك جايي مرد عنكبوتي، اين طرف ها هم مسيح موعودي يا مهدي نامي مي ياد.آدمايي مثل من كه نه فيلم نگاه ميكنن و هيچ اعتقادي به اين اراجيف (دين) نداريم به درد هيچ جايي نمي خوريم .آقا ما كاسب هستيم نقد چي داري؟ پاداش دنيوي مي خوام نه اخروي و معنوي اينا همه اش نسيه هست. 
بيخ نوشت ۴:اگه دروغي هم بود، ولي چه لبخند زيبايي بود.

Yalan Da olsa, Ne Güzel Güldün  Banaaaaaa

+ نوشته شده در 22:10 توسط پسر بد.
چهارشنبه ششم خرداد 1388
دعواي قديمي وتاريخي!

اصل جريان دعوا 

تو روزهای عید بود که یکی از رفقا که پرونده خرابی داره اومده بود در مغازه و داشتیم صحبت می کردیم که از بلندی موهاش و اذیت کردن اونا شکایت می کرد. من هم یک مدل نرم کننده مو داشتم که اونو بهش توصیه کردم. خلاصه اونم برد و چند وقت گذشت که بعد از تعطیلات با ناراحتی پیش من اومد و گفت تو هم برای من کار درست کردی!؟
پرسیدم جریان چیه؟ گفت : تعطیلات من خانم و بچه ها رو فرستاده بودم روستا و چند روزی خونه کسی نبود . وقتی برگشتن خانوم من اون نرم کننده رو دید و گیر داده که این مخصوص خانوم هایه و تو حموم چه کار می کنه! خلاصه ما هم پرونده حسابی خراب و هر چی قسم و التماس که قبول نکرد حالا هم فعلا قهر کرده و رفته!
حالا این وسط واقعا تقصیر کیه! من که عقلم قد نمی ده.

بیخ نوشت۱:حی علی الگناه! حی علی شرالعمل!

بیخ نوشت ۲: 

kendini Yak.Herşeyi Yak = khodet Ro Raha Kon.Hame Chiz Ro Raha kon

+ نوشته شده در 23:31 توسط پسر بد.
شنبه پنجم اردیبهشت 1388
اصلاح الگوی مصرف

اصلاح الگوي مصرف

اين غربي ها چه قدر زرنگ هستند كه فرهنگ  مصرف گرايي خودشون رو تا اون بيخ شرق ترويج دادند.
اگه اونا هم مثل ما يك  عقل كل داشتن كه اونا رو از خطر تهاجم فرهنگي آگاه مي كرد كه اوضاع اونا اين جوري نبود. نام امسال هم كه  اصلاح الگوي مصرفه. اين خارجي ها بيان ببينن كه مملكت ما كشور گل و بلبله و آب از آب تكون نمي خوره ، در حالي كه اونا تو بحران اقتصادي دارن دست و پا ميزنن!

بيخ نوشت ۱: سر چهارراه ما خيلي تنگه و سر شب ترافيك سنگيني مي شه. من هرچي ساختموناي اونجارو نيگاه مي كنم مي بينم سر نبش يك مسجد هست كه  واقعا خيلي مزاحمه و عامل همه بدبختي فقط همونه. خيلي دوست دارم اونو هر چه زودتر خراب كنن تا ملت از كار و زندگي شون نمونن. واقعا خيلي واضحه نميدونم چرا ملت چيز خول نميفهمن.
بيخ نوشت ۲: تو راسته چند تا خيابون جند نفر مرده بودن و پرده سياه ها همه جا آويزون بود. فك كنم عزراييل سهميه بنزينش تموم شده وقتي مي ياد هر كسي پرونده رو تو نوبت باشه از يك دم مي بره. خلاصه از ما گفتن اگه جايي مرده ديدين سريع فرار كنين كه عزراييله يقه تون رو نگيره! 

نفرين ۶۹ هي: الهي دستات فلفلي شده بشه و پشت بندش بري توالت و كار سنگين و سبك داشته باشي و بعدش ........آخر سر هم بياي جلوي جمع مرتب بشيني البته اگه بتوني! 

بيخ نوشت ۴:

Ask Çok Para Yok = Eshgh Ziyade Vali poul nist

+ نوشته شده در 0:30 توسط پسر بد.
دوشنبه سوم فروردین 1388
سلامتي هر چي نامرده

زنده باد هر چي نامرده

اخبار: درپایان حمله اسراییل به غزه هزارو پانصد نفر از فلسطيني ها به شهادت رسيدن كه سيصد نفر از اونا زن و بچه بودن!
يكي از اهالي شهرستان تهران : ما كشتار وحشيانه اين چند صد نفر زن و بچه رو تو غزه محكوم مي كنيم و مشت بلند كرده و مرگ بر آمريكا و اسراييل مي گيم و به صورت اسهالي مي رينيم به كله اونا!

اخبار: در طي چند سالي كه عراق زير آمريكا خوابيده بود، ببخشيد تصحيح مي كنم اشغال شده بود چند هزار عمليات خود تركوني يا همون انتحاري اونجا انجام شده كه قبلي ها همه شون مذكر بودن كه به دِرَك واصل شدن ولي چند ماهه كه زن ها هم خودشون رو ميتركونن!فرمانده سربازان آمريكايي مستقر در اونجا بعد از چند سال تازه ابراز نگراني در مورد اين حملات كرده و خواهان چاره انديشي در اين مورد شده است!
خلاصه كون لق هر چي مــَردِه! سلامتي هر چي نامرده.

بيخ نوشت ۱:عيد و تبريك و خلاصه از اين قرتي بازي ها تو كار ما نيس.پس بي خيال!

بيخ نوشت۲:جالبه. يكي از شناس ها كه يك پسرناتني سوسول داره كه چند ماهه رفته بِــــــــده يعني سربازي. طرف اومده مرخصي . خلاصه همسايه بالاي پشت بوم بوده و داشته با اينا كل كل مي كرده كه از اون بالا يك سنگ به طرف اينا پرت مي كنه و به كله سرباز اسلام ميخوره. جونم واستون بگه اين آقا پسره از اون وقت ادعا مي كنه كه فراموشي گرفته و خلاصه بابا اندر و مامان جونش رو يادش نمي ياد. تا اين جاي داستان بگي نگي به فيلم هاي هندي ميخوره. ولي يك مشكلي هست اين وسط. خونه دوست دختر اين آقا پسر پشت خونه مايه و تنها مسيرش هم دقيقا از جلوي مغازه ما رد ميشه ولي اين پسره نميدونم چرا اونو از يادش نرفته و هر روز اونو از مدرسه ميرسونه و كلي هم باهم صميمي تر شدن.خيلي عجيبه! آدم دست به .....ميمونه؟ كجاشو نمي دونم.

دعای ۶۹هی:ننه جون ایشا..اونجات به جای گرم بخوره.

بیخ نوشت ۴:

Sadege dodaghendan Opmnak istiyorum=Faghat az labat ye Bus mikham Hamin

+ نوشته شده در 20:45 توسط پسر بد.
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
ريشه يابي حقيقي

رهايي از همه چيز

پيرمرد ديگه كمتر سرفه مي كرد. رنگ و روش باز شده بود. خبر رسيده بود نوه هاش رو بعد از سه سال مي تونه ببينه. كلي ذوق كرده بود. پارسال همين موقع تو بيمارستان رو به قبله خوابيده بود و به قول خودش تقريبا رفته بود اون دنيا.
نوه هاش رو محكم بغل مي كرد و شروع كرد از مريضي اش تعريف كردن و مشكلات بيمارستان. گفت و گفت تا به خانوم دكتر رسيد. چنان چشماش برق زد و كلي ازش تعريف كرد كه نگو!!
نوه وسطه كه من باشم نيشخند زدم و از پسر خاله ام يواشك پرسيدم جريان چيه؟
گفت كه يك خانوم كمر باريك بود كه يه كم شناس بود و حاج آقا رو تحويل مي گرفته و باهاش خوش و بش مي كرد. خلاصه بابابزرگه خيلي ازش خوشش اومده بود.
ما يك عمر با خواهش و زاري مي گفتيم سيگار رو ترك كن، ولي كو گوش شنوا!
ولي همچي خانوم دكتر بهش گفت و درخواست كرد ديگه از اون موقع حتي يه بار هم لب به سيگار نزده. پدر انگيزه بسوزه كه چه كارا كه نمي كنه!

بيخ نوشت ۱:بابت تاخير فقط مي تونم بگم، امان از فشار خون و گشادي ....
بيخ نوشت ۲:يه خانوم جوون همچي كار درست تازگي ها از شوهرش تو خيابونمون طلاق گرفته، وقتي نزديك مي شه بنده خدا سرش رو پايين مي گيره . من تو نخ كاسب ها و اهالي هستم . از جوون تا پيرش ملت همه تو نخش هستن و براي اينكه سه نشه مثلا به هم ديگه مي گن بنده خدا چرا طلاق گرفت؟ و مثلاَ ابراز دلسوزي مي كنن. ولي به نظر من اگه آدم گوشش رو خوب تيز كنه چيزهاي ديگه مي شنوه و مي بينه كه به جاي دل جاي ديگه شون مي سوزه!

بيخ نوشت ۳:

I Fuck This! I Fuck That! I Fuck Fuck ! So What !(Man Ino Mik..Auno Mik...Man kardan Ro Mik.. ke Chi ! Ke Chi?

+ نوشته شده در 0:9 توسط پسر بد.
جمعه پانزدهم آذر 1387
شعر خيلي نو !

مملكت داري 

توي آب گـــــُه نكنيم
در فرودست انگار، بچه يتيمي مي خورد آب
يا در بيشه دور، پيرزني بدون پودر لباس مي شويد

توي مملكت خودگـــــُه نكنيم
دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب
همون بدبختي كه با هزار اُميد بهت راي داد
عوض گـُهيدن بهتره صورتت رو بزني
چه بدبو بود اين نفت كه قولش رو دادي

مردم محل بالا هميشه باهم دعوا دارن
گاوشون سَقَط ، سهميه شيرشون كم شده

چه مملكتي بايد باشد
فاضلابي هاش بسيار بايد كار كنند
مسوولانش همه اسهال گرفتن

تو رو خدا توي مملكتون گُُُُُـــه نكنين!

بیخ نوشت ۱:دولت های قبلی کاشتند.فعلی هم داره کودیاری می کنه.وای به حال بعدی و بعدی ها.
بیخ نوشت ۲ : ملت این قدر آشغال خوردن که اگه آب معدنی بخورن مسموم میشن.
بیخ نوشت ۳:یه روز اتفاقی گذرم به دور حرم افتاد. یه کاسب داشت با مشتری عرب کل کل می کرد. عربه با لحن بدی می گفت: شما هر چی دارین از ما عرب ها دارین!
طرف جوابش رو این جوری داد که درست می گی. ما به جز بدبختی و عقب افتادگی و ..چیز دیگه ای نداریم که شما برای ما به ارمغان دادین.

بیخ نوشت ۴:از دوباره به سویم برگردَ، مگه چي مي شه؟ از دوباره دوستم داشته باش، مگه چي مي شه..؟

Don Bana , Yeni Dan ,Ne Olur? Sev Beni, Yeni Dan, Ne Olur
Ne Olur
؟.....

+ نوشته شده در 21:21 توسط پسر بد.
شنبه هجدهم آبان 1387
خطاي...

سلام محمد آقا. تو رو خدا دستم به دامنتون،زودتر بياين خونه مون تا شوهرم نيومده چند تا چيز هست كه بايد بندازين.
نه حاج خانوم الان نه وقت دارم و نه حوصله . تازه الان از يك جايي مي يام كلي اونجا انداخته بودم،هيچي رمق و حالي ديگه ندارم. تشريف ببرين جاي ديگه.
آخه ميگن شما خيلي سريع و تميز مي اندازين ،به طوري كه اصلا هيچ اثري ازش نمي مونه. پولش هم اصلاَ مطرح نيست. من دنبال كار تميز و چيز بحال هستم.
خانوم من وقت ندارمبچه هاتون مزاحم هستن .اونا رو بفرستين دنبال نخود سياه .پس بيزحمت برين دور وبر محل كارمن رو با كاردكي يا تيغ صاف و تميز كنين كه من اومدم علاف نشم و سريع جا بندازم.
پس باشه من ميرم خونه مون پنج دقيقه بعد خودتون بيان در خونه بازه. بي زحمت اول دوروبر رو نگاه كنين وقتي كسي نبود بپرين توي خونه تا كسي شمارو نديده.

فرداي اون روز.
دست شما درد نكنه محمد آقا ديروز اومدين اين قدر تميز انداختين كه شوهرم ديشب اصلا نفهميد. آخه بچه ها داشتن توپ بازي مي كردن و براي دفعه چندم توي اين ماه شيشه رو شكسته بودن.نمي خواستم وقتي شوهرم از سر كار خسته مي ياد اعصابش خورد بشه!!

بيخ نوشت 1: با شرايط بد اقتصادي امروز مهمون دشمن خداست!

بيخ نوشت 2: به نماز بگو کار دارم، به كار نگو نماز دارم.

 بيخ نوشت 3: (وقتي از لبات بوسيدم،از خواب بيدار شدم.)

Dodaghendan Opar kan Uykhudan Uyandim

+ نوشته شده در 13:0 توسط پسر بد.
جمعه نوزدهم مهر 1387
ادب از كه آموختي، از بزگترها!

يه روز رفته بوديم بيرون دنبال بدبختي و چند صدگرم گوشت حلال ! موقع برگشت سوار اتوبوس شديم ،ايستگاه بعديش جلوي مدرسه دبيرستان بود. تا ترمز زد كلي نيمه جوون كه تازه به قوقولي كردن افتاده بودن ريختن تو اتوبوس. كل ماشين رو سروصدا برداشته بود و بچه ها داشتن با صداي بلند فقط كل كل مي كردن و اينو بگم اصلاَ هيچ حرف بيتربيتي رد و بدل نمي كردن. چند تا پيرمرد اون جلو نشسته بودن كه يكدفعه طاقت يكيشون سر اومد و بلند شد شروع كرد سروصدا. بلند مي گفت: بچه ك ..ني ها خفه شين. مگه خودتون خواهر و مادر ندارين! يكي ديگه گفت بچه هاي اين دور و زمونه همه شون ك..ن گشاد هستن و هيچ كاري جز زرت وپرت كردن بلد نيستن.

يه دوستي داريم كه طرف مكانيك ماشين سنگينه و خلاصه كلي ادعاي گاراژي بودنش ميشه. جالبه وقتي بچه هاش رو ميبينه با لحن خيلي دوستانه ميگه كونكش اينجا چي كار مي كني؟ بچه اش از خجالت هيچي نمي گه. ايناش خوبه يه روز گفت بيا كامپيوترمون اشكال پيدا كرده ما هم رفتيم. داشتم با سيستمش ور مي رفتم دختر كوچيكش بدو بدو اومد توي خونه برگشت به مادرش گفت مامان بدو بيا عمو ماشين بابا رو خراب كرده ،بابا بهش مي گه از بس كه استارت الكي زدي باطري ماشينم رو گاييدي!!

بيخ نوشت 1: هميشه توي تصادفات ميگن كه كسي كه از عقب بزنه مقصره ، ولي يادشون ميره كه تبصره اي هم داره كه اگه طرف جلويي دنده عقب بياد اون وقت اون مقصره.بقيه خط با ذهن خلاق خودتون...

بيخ نوشت2: Hey Boy Open Your Eyes Sundays.We Dont Celebrate Sundays
Sunday = Friday
+ نوشته شده در 23:54 توسط پسر بد.
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387
انرژی تجدید پذیر و دایمی!

جریان بر می گرده به چند سال پیش , وقتی یه ماشین قراضه داشتیم. یه روز ظهر رفته بودیم بازار برای مغازه حبوبات بیاریم. یادمه یک کیسه نزدیک هشتاد کیلویی حبوبات توی صندوق عقب بود. وقتی می خواستیم بذاریمش دو نفری به زور اونجا گذاشتیمش.
یه خانومه ای بود بعضی وقت ها من با ماشین این ور و اون ورش می بردم و خیلی با عشوه و ناز صحبت می کرد. سرم توی صندوق عقب بود که یهو صدای زنه اومد که می گفت: جواد آقا یک سرویس می خوام. می شه منو ببرین تا فلان جا.
من خیلی راحت کیسه رو برداشتم و حتی بیست متری هم در کمال راحتی حمل کردم و ماشین خالی شد و به طرف گفتم بفرمایین بریم! ما در خدمتیم!
حالا نمی دونم چه نیرویی بود که منو این قدر قوی کردکه وزن کیسه برام به یک چهارم کاهش داد؟

با توجه به این که یک بنده خدایی موقع سال تحویل امسال رو سال نو آوری نام گذاری کرده و همچنین چند وقت پیش ماهواره و موشک هم به هوا انداختیم پیشنهاد می کنم از این یافته جدید من در صنایع هوا و فضا استفاده بشه و کلا جایگزین نفت بشه , چون هم تجدید پذیره و هم بوی بد نمی ده و اگر کسی هم قول بده که اونو بیاره سر سفره مردم دیگه بوی گندش همه جا نپیچه و همه رو از سر سفره بلند نکنه که اونا گشنه بمونن!!!؟؟؟

بیخ نوشت 1 : بالاخره از خر شیطون پیاده شدم و بعد از دو سال و پنج ماه مو هام رو کوتاه کردم. وقتی مو ها کف آرایشگاه ریخته بود طرف می گفت اندازه پنج تا مشتری کف مغازه مو هات ریخته.
این موضوع برمی گرده یک ماه پیش و بالاخره چند روز پیش هم کله رو تیغ انداختم هر کی منو می بینه شاخ در می یاره. می گن شکل خلاف کار های آمریکایی شدم.خیلی با حاله.

بیخ نوشت 2 : خیلی مسخره یه که من الکی و به هر بهانه ای فقط یک مغازه مخصوص میرم و یا الکی قیمت می گیرم و یا یک چیز کوچیک می خرم. باز چند نفر هستند که به هر بهانه ای خودشون رو توی مغازه ما می اندازن و مثلا به بهانه قیمت و چک و چانه با من چخ چخ و کل کل می کنن. حیف حسش نیست ! کسی چند کیلو دل و دماغ سراغ نداره !!
+ نوشته شده در 14:26 توسط پسر بد.
شنبه نوزدهم مرداد 1387
زرنگي بچه ها يا ...


آقا اين بچه هاي اين دور و زمونه خيلي زرنگ شدن و ما بزرگ ترها رو تو جيبشون مي كنند.
ما بچه بوديم اين قدر كم رو و خنگ بوديم كه حد نداشت. تنها من نبودم تقريباَ همه هم سن هام همين جوري بودن.
يك بنده خدايي از همسايه ها درجه دار نيروي افتضاحيه و از مردان پخمه روزگار. اون روز بحث زرنگي بچه ها پيش اومد يارو جلوي پنج نفر ميگه بچه من به قدري زرنگه كه اگه بخوام كوچكترين كاري با مادرش بكنم اون سريعاَ ميفهمه!!!
تفاوت هوشي نسل جديد فكر كنم بيشتر برمي گرده به بيشتر شدن وسايل ارتباط و صد البته پخمگي بزرگتر ها.

بيخ نوشت 1: راستياتش چند وقته بد جوري احساس احمق بودن بهم دست داده.چند وقته يك ترانه منو خيلي گرفته.اسم آهنگ برگرد و به دنيا نگاه كن. خلاصه ما رو هم جو گرفت و برگشتيم و به دنيا نيگاه كرديم و گذشته رو يه نيم نگاه كردم.اي كاش نيگاه نمي كردم. هيچ چيز خاصي جز كارهاي ابلهانه و جو گيري ها بي مورد و حرف ها و اعمال خيلي احمفانه چيزي نديدم.اي كاش ما آدم ها ميتونستيم هيستوري مون رو شيفت دلت كنيم.حيف كه نميشه!!!
بيخ نوشت 2: كدوم آدم احمقي گفته خوشگل ها بايد برقصن !؟ شايد يكي غزبيت بود و خواست برقصه. بايد چه كار بكنه كه بتونه قر كمرش رو خالي كنه ؟
+ نوشته شده در 13:39 توسط پسر بد.
دوشنبه دهم تیر 1387
علت قهرماني !

 تيم برزيل هميشه قهرمان ميشه   خدا ميدونه كه حقشه!
تيم برزيل هميشه يكي از مدعيان جام هاي بين المللي بوده و هست.اگه توي اروپا هم بود اين تيم هاي قرتي رو هم به راحتي با اين تماشاچي هاي زيبا و پرشور شكست مي داد.هميشه تماشاچي ها يه پاي قهرماني تيم ها بوده و هستند.
چند وقت پيش اين بچه مثبت مربي هاي ايروني افشين قطبي رو ميگم تو برنامه نود هر چي ازش سوال مي كردن سال بعد مي موني يا نه جواب سر بالا مي داد كه من مي خوام قول قهرماني بدم و بعد بمونم و هنوز اين شرايط آماده نشده . بد بخت نمي تونست بگه همين يه سال به اندازه كل عمرم محدوديت ديدم و براي هفت پشتم كافيه!
+ نوشته شده در 7:47 توسط پسر بد.
پنجشنبه سی ام خرداد 1387
راه چاره آمريكايي
 

واقعا اين روزها خيلي سخت شده و خرج ها بالا رفته و مردم فشار خيلي زيادي رو تحمل مي كنند . ما از دو ماه پيش خبر داشتيم يه خبرايي هست ولي خوب بنا به دلايل نمي توانستيم زياد خريد داشته باشيم! بي وجدان ها دارند خون ملت رو مي مكند. فعلاَهيچ كاري هم نمي شه كرد . مشتري ها از من علت اين خر تو خر شدن بازار و قيمت ها رو مي پرسند و من هم يا اظهار بي اطلاعي مي كنم و يا اگه با طرف روم باز باشه اين ضرب المثل آمركايي ميگم كه :

اگه بهت تجاوز شد، سعي كن ازش لذت ببري!! همين
+ نوشته شده در 22:16 توسط پسر بد.
شنبه سیزدهم بهمن 1386
من نبودم،دستم بود!



اونايي كه شماره منو دارند مي دونند كه من عاشق مردم آزاري و تك زنگ زدن هستم. يكي از دوستان ما كه تهراني هست اومده بود كلي از من تشكر مي كرد. اين بنده خدا در خانوم بازي سابقه اي بس عظيم داره.
مي گفت: جواد اقا هفته پيش يك سوتي دادم عجيب. جريان از اين قراره كه من هيچ وقت عادت ندارم وقتي كه كسي به موبايلم زنگ زد و حرفم تموم شد اون رو قطع كنم. اون روز با يك خانومه قرار داشتم و نرسيده به اونجا خانومم زنگ زد ومثلاَ پيچوندمش، نگو شك كرده و چون اون زنگ زده بود گوشي رو قطع نكرده بود. حالا ما رفتيم سر قرار طرف رو ديديم. خلاصه جات خالي رفتيم آبميوه اي .با طرف كلي تريپ لاو زديم.از تشبيه چشماي چپ و چنبل طرف به چشمان آهو گرفته تا هيكل عين گاوش رو به عروس دريايي.خلاصه كلي از زبونمون كار!؟ كشيديم.
بعد از يك ساعت با خيال راحت برگشتيم خونه. خانومم كارد مي زدي خونش در نمي يامد. دم در خونه منتظرم بود.هم رسيدم نه سلامي ،نه عليكي گفت محسن تا حالا كدوم گوري بودي؟ اصلاَ نذاشت حرف بزنم !خودم همه چيز رو شنيدم. اون خانومه كي بود كه اين قدر باهاش جون جوني بودي؟ چه خوب بلدي تريپ لاو بزني. هرچي غرغر و بداخلاقيه ماله منه، عشق و حالش مال از ما بهترونه!
تازه فهميدم چه گندي زدم! خلاصه چند روزي با ما قهر بود و من هي طفره ميرفتم. بالآخره دست گذاشتم روي نقطه ضعف خانوم ها . يك دوست طلا فروش داشتم و حاج خانومم رو بردم جاش يك كم طلا نقد و نسيه براش خريدم.
اين جنس مخالف چه قدر زود خر ميشه! بعد از چند روز اوضاع عادي شد و روز از نو و روزي از نو.
الان هم هر چي زنگ مشكوك دارم ميگم تويي كه زنگ زدي. اون هم قانع ميشه.

مشابه اين جور اتفاقات زياد مي افته. اگه يك نفر آدم طرف خودش روخر حساب كنه و بهش دروغ بگه و سرش كلاه بذاره با اين كارش فقط خريت خودش رو ثابت كرده. يا مي بيني يك نفرلطف مي كنه از سر تقصيراتت مي گذره و از گناهت چشم پوشي مي كنه. باز طرف مي ياد پشت سرش كلي دري وري مي گه و دست آخر هم ميگه طرف رو با زبون خر كردم.
ما آدما خيلي نمك نشناس هستيم.
كاش اين قدر خر مسلك نبوديم. كاش يك كم قدر شناس بوديم.اي كاش...

بيخ نوشت: فرداي روز كريسمس بود. صبح زود بيدار شدم برم نانوايي تا آمدم كفشم رو بپوشم ديدم يك پرنده (يا كريم و به قول مشهدي ها موسي تقي) يك تاپاله گنده انداخه توي كفشم. با خودم گفتم كه اين حتما هديه بابا نويله كه شب توي كفشم گذاشته!
من ادم قانعي هستم. مي خواستم ببوسمش و بذارم كناري ولي دلم نيامد
تاپ موزيك: براي امروز تاپ اهنگي كه توي صفحه آمارگيرم ثبت شده رو مي ذارم. دويست و خورده اي باسيستم و معلوم نيست چند بار با گوشيم گوش كردم.حالا حالا هم ازش سير نميشم.
اسم آهنگ ستاره ها هست . يك آهنگ نرم ديگه از گروه راك تركيه به اسم پنهاني.. لينك بيوگرافي. اين هم لينك عكس هاشون.

......پنهاني ستاره هاpinhani - yildizlar .............................................
+ نوشته شده در 23:29 توسط پسر بد.
پنجشنبه هشتم آذر 1386
بي معني يا با معني؟

بي معني

بی معنی این چوب درخت عجب کلفته.
به اين جملات دقت كنيد!!
آقا لطفا ازقندهاتون لطفا از کله اش به ما بدین. بی معنی سفت و محکمه و دیر تر خورده میشه.
آقا لطفا از فلان ماکارونی بدین. بی معنی خیلی کلفته و خوش مزه. دوستش میگه :نه خواهر. از این شکل دارهاش بدین . پیچ پیچی هاش بی معنی راحت تر خورده میشه!! (مدل پیچی رو نمی دونم کجاش بی معنی میخواد اگه کسی میدونه به ما خبر بده)
ای بابا همسایه خیلی وقته خبری نیست و از ما كلاً خوابیده. بی معنی بازار رو می گم.
همسایه شما شب ها کی می کشین پایین و صبح ها کی می کشین بالا ؟ بی معنی کرکره مغازه رو می گم. فکرتون جای بد نره.
عجب چيز های نرم و سفيديه! ميشه اونا رو خورد؟ بي معني پشمك ها رو مي گم.
واي !! اون كه توي دستتونه چه قدر سياه و درشت و زشته. بي معني گوشي موبايل تون رو ميگم.
...... و هزاران بي معني ديگه.
ما بالاخره نفهميديم بي معني يا با معني!! واقعاَ بايد از اين لفظ استفاده بشه يا نه؟ ولي فكر كنم بايد طرف مقابلت رو ورانداز كني اون وقت كاملا متوجه ميشي از روي قصد گفته يا نه! من كه خودم شديداً عاشق اين جور الفاظ هستم .
ولي يك چيزي رو من دقت كردم بيشتر اين جور لفظ رو آدم هاي مسن تر استفاده مي كنند و اين كلمه بي معني رو ميگن . مثلاً چند تا از جمله اي بالا رو از چند خانوم تقريباً خيلي پير شنيدم.

بيخ نوشت:آهاي ملت مواظب باشين. يك پيرزني كه همسايه و مشتري ما بود ،چند وقت پيش همچي بي مناسبت آش نذري آورد. من گفتم مادر جان چرا خودتون رو زحمت انداختي؟ قبول باشه. به به !عجب آش خوبي به نظر ميرسه!
بيچاره آدم ساده به من ميگه: مادر جون يادته ۶ ماه پيش ازتون حبوبات بردم.گوشه خانه افتاده بود. داخلشون كرم افتاده بود و خراب شده بود. حيفم آمد بندازم دور گفتم آش نذري كنم بدم مردم بخورند ما رو هم دعا كنند!!
تو رو خدا هر جا ميرين شكم چروني و مثلا دنبال ثواب!! كاملاً محتويات غذا رو نگاه كنيد و اشيا خارجي و اضافه(سوسكي يا ملخي و...) رو جدا كرده و آخر كاربخورين.نوش جانتون. همين ديگه. .

 


 

تاپ موزيك:براي امروز يك آهنگ به اسم آخر هفته از گروه راك ترك به نام پنهاني گذاشتم.اين لينك بيوگرافي. سي ديش تازه دستم رسيده. آهنگاش خيلي نرم و جالبه و آرامش بخشه.من هر چي گوش ميكنم سير نمي شم.اين هم لينك عكس هاشون. توي پست هاي بعدي هم احتمالا باز هم ازشون آهنگ ميذارم.اطمینان دارم لذت خواهید برد.دانلود کن و کیفش هم مال خودت.
سخته،ولي شاد باشيد.

آخر هفته  pinhani haftanin sonu

+ نوشته شده در 23:9 توسط پسر بد.