تبليغاتX
بفرما نئشه !
شنبه هجدهم آبان 1387
خطاي...

سلام محمد آقا. تو رو خدا دستم به دامنتون،زودتر بياين خونه مون تا شوهرم نيومده چند تا چيز هست كه بايد بندازين.
نه حاج خانوم الان نه وقت دارم و نه حوصله . تازه الان از يك جايي مي يام كلي اونجا انداخته بودم،هيچي رمق و حالي ديگه ندارم. تشريف ببرين جاي ديگه.
آخه ميگن شما خيلي سريع و تميز مي اندازين ،به طوري كه اصلا هيچ اثري ازش نمي مونه. پولش هم اصلاَ مطرح نيست. من دنبال كار تميز و چيز بحال هستم.
خانوم من وقت ندارمبچه هاتون مزاحم هستن .اونا رو بفرستين دنبال نخود سياه .پس بيزحمت برين دور وبر محل كارمن رو با كاردكي يا تيغ صاف و تميز كنين كه من اومدم علاف نشم و سريع جا بندازم.
پس باشه من ميرم خونه مون پنج دقيقه بعد خودتون بيان در خونه بازه. بي زحمت اول دوروبر رو نگاه كنين وقتي كسي نبود بپرين توي خونه تا كسي شمارو نديده.

فرداي اون روز.
دست شما درد نكنه محمد آقا ديروز اومدين اين قدر تميز انداختين كه شوهرم ديشب اصلا نفهميد. آخه بچه ها داشتن توپ بازي مي كردن و براي دفعه چندم توي اين ماه شيشه رو شكسته بودن.نمي خواستم وقتي شوهرم از سر كار خسته مي ياد اعصابش خورد بشه!!

بيخ نوشت 1: با شرايط بد اقتصادي امروز مهمون دشمن خداست!

بيخ نوشت 2: به نماز بگو کار دارم، به كار نگو نماز دارم.

 بيخ نوشت 3: (وقتي از لبات بوسيدم،از خواب بيدار شدم.)

Dodaghendan Opar kan Uykhudan Uyandim

+ نوشته شده در 13:0 توسط پسر بد.